الشيخ محمد باقر الشريعتي الأصفهاني
63
تحريرى بر اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسى )
هستند كه آنها را مىپرستند ولى خالق جهان درواقع يك قدرت تشريفاتى و فراموششده بيش نمىباشد . بتپرستان در پاسخ پيامبران صرفا براى خروج از بنبست پرسش از عبادت بتها و خالى نبودن به اصطلاح عريضه چنين حرفى مىزدهاند و گرنه اعتقاد عميقى به آفريدگار جهان نداشتهاند . به عبارت ديگر به دروغ چنين ادعايى مىكردند كه ما معبودهاى زمينى را واسطه و شفيع خداى بزرگ قرار دادهايم و قرآن كريم عين سخنان آنان را منعكس كرده است . و گرنه حرف آنان را قبول ندارد در جواب مىگوييم صحيح است كه بشر از نظر فطرت عقلانى و منطقى براى جهان خالقى مىشناسد و خداپرستى نيز در فطرت و نهاد ذاتى او گذاشته شده است ليكن بشر مشرك بر اثر انحراف از مسير پيامبران و محسوس پرستى و تسويلات شيطان به معبودهاى ساختگى و بىخاصيت روى آورده و چنان دلبستگى پيدا مىكنند كه از معبود واقعى بهكلى غافل بلكه منحرف مىگردند و او را بهكلى فراموش مىنمايند مانند : بعضى از مريدها هستند كه بهقدرى به مراد و مرشدشان علاقهمند مىشوند و سر بر زانوى آنها مىگذارند و دست و پاى آنان را مىبوسند و در برابر آنها اشك مىريزند و عشق خود را بروز مىدهند ، كه بهتدريج براى آنان مرادشان رنگ خدايى پيدا مىكند . ممكن است خدا را به خاطر علاقه مرادشان عبادت كنند و از طريق مربى هم به خدا رسيده باشند ولى در سايه عشقورزى و افراط در دوستى در حقيقت معبودشان همان مرشد و قطب و معلم اخلاق مىباشد ، لذا نيمخوردهء او را شفاى همهء دردها مىدانند بوسيدن اعضا و جوارح او مايه آرامش آنان است جوشيدن با او جوهرهء خداپرستى است ، حب شديد به او حب خداست ، قهر او قهر خداست ، هرچه او مىگويد همان دين و ايمان است احتمال اشتباه در وى منتفى است اين يك نوع شرك خفى و بتپرستى خطرناك و نامحسوس در قالب خداپرستى و در نهايت غفلت از خداى خالق جهان است « 1 » پس نبايد موضوع خداشناسى
--> ( 1 ) . به عقيدهء نگارنده بىجهت نيست كه امام صادق اخطار كرده و هشدار مىدهد از مريد و مراد شدن و خود رامرشد و معلم اخلاق تلقى نمودن سخت دورى كنيد و مىفرمايد : « إيّاك أن تنصب رجلًا دون الحجّة فتصدّقه في كلّ ما قال » ( كافى ، ج 2 ، ص 298 و وسائلالشيعه ، ج 27 ، ص 126 ) در حديث ديگر به سفيان بن خالد فرمود : إيّاك و الرّياسة فما طلبها أحدٌ إلّاهلك ؟ گفت پس ما هلاك شديم . فرمود : « ليس حيث تذهب إنّما ذلك أن تَنصب رجلًا دون الحجّة فَتُصدِّقه في كلّ ما قال و تدعو الناس إلى قوله » ( بحار ، ج 73 ، ص 101 و 103 ) ترجمه دو حديث ذيل : حضرت در باب رياست مىفرمايد به پرهيز از اينكه كسى را جز امام معصوم در زندگى انتخاب كنى هرچه او گفت بپذيرى و مردم را به سوى او دعوت كنى تا هرچه بگويد از وى پيروى كند و سخن او را بپذيرند . و جاى تعجب است كه پيروان حضرت ائمّه معصومين عليهم السلام هرگز مانند مريدان عصر ما با آنان رفتار نمىكردند و اجازه نمىدادند كارهاى غيرعادى نمايند و دست و پاى آنان را غيرعادى ببوسند . .